هیجان

خانه ی شکلاتی

همه چیز از ی تبلیغ شروع شد... تو ماشین نشسته بودیم منتظر برگشت مامانی از نانوایی، چشممون افتاد به عکسی بالای سر درب ی مغازه ، ی عکس هیجان انگیز و خوشمزه و خوردنی، ی خونه ی شکلاتی، یکم راجع بهش حرف زدیم - مامان کاشکی ما هم ی خونه شکلاتی داشتیم من دیگه هی نمی گفتم من شکلات می خوام من شکلات می خوام - اگه بری ی جا که ی خونه ی شکلاتی بزرگ باشه و بتونی هرچی دلت میخواد شکلات بخوری از در و دیوار و تخت و کمد و مبل و ... ولی ی مامان بابای دیگه ای جز من و بابا امیر و باید انتخاب می کردی چی کار میکردی؟ اون خونه ی شکلاتی مال اوناست و دلشون ی دختر می خواد که بزارن تو خونه هه تا هرچی دلش میخواد شکلات بخوره  با ی مامان بابای دیگه ...
23 اسفند 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیجان می باشد