هیجان

خانه کودک گنبد کبود

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه جایی هست یه جایی که مال بچه هاست یه جایی که فرشته ها از اون بالا هر روز بذر عشق و محبت می پاشن روی سرش یه جایی که صدای خنده بیاد از در و دیوارای رنگ شدش یه جایی که بچه ها بچگی رو از یاد نبرن یه جایی که بچه ها نمیان یاد بگیرن میان تا شاد باشن کیسه تجربه هاشون رو بزرگتر بکنن یه جایی که از صبح تا غروب قصه ها حرف میزنن از دل پر غصه هاشون زیر گنبد کبود خونه بچه گیهای بچه هاست. مدتی بود که می رفتم تو دل بچه ها تو نگاه بچه ها و حس کردم یه نیاز واقعا کمه، یه نیاز مهم رو میدیدم که فقط یه گوشه کوچیک از زندگی بچه های امروزمون رو گرفته، یه نیاز که وقتی تامین بشه بچه ها فکرشون تغییر می کنه بچه دیدشون به سمت یه دنیای ج...
17 دی 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیجان می باشد