هیجان

چشمها را شسته. جور دیگر دیده

_ مامان چرا وقتی ادما، ادم برفی درست میکنن براش شال گردن و کلاه میزارن؟ _ خوب میخوان ادم برفی سردش نشه تو سرما _ چه کاریه اخه! ادم برفی ذاتش* از سرماست، عاشق سرماست، هرچی بیشتر سردش بشه بیشتر بهش خوش میگذره و بیشتر زنده میمونه ، چرا نمیزارن ادم بارفی با اون چیزی که دوست داره و ازش بوجود اومده خوش بگذرونه و زندگی کنه، گرما بدیم به یکی که با سرما زنده میمونه؟ چه نادون! #لطفا ادم برفی های مان را به حال خودشون و ذات خودشون بزاریم بی کلاه بی شال بی گرما و در سرمای مطلق...   * من خودم هنوز نمیدونم معنی دقیق ذات چیه، حالا تو چجوری دونستی فقط خودت میدونی و خودت نازنین دخترکم ...
9 شهريور 1397

بودنت

بودنت... برای یک عمر دلخوشی همین کافیست کافیست که نفسهای زندگی کردنت را داغ حس کنم کافیست خنده هایت موسیقی روح من شود کافیست قدمهایت رو به جلو گذر زمان را اینچنین یادآورم کند تمام کافی های زندگی ام با تو آغاز میشود بخند پریای نازنین بخند تو فقط بخند ، تا همیشه بخند... تولدت مبارک پریای نازنین
4 شهريور 1397
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیجان می باشد